اسبِ سپیدِ یال بلندِ او

نذر حضرت علی اکبر(ع)

پریشاموی

      سمت خیمه ها

                  اسبِ سپیدِ او

به خاک افتاده با یکّه سوارِ او، امیدِ او

 

به روی شانه ها، شولایی از آتش رها دارد

هزاران گل چکیده از تنِ سروِ رشیدِ او

 

تو گویی از گلستان خلیل این اسب می آید

تو گویی می رود قربانی عیدِ سعیدِ او

 

هلا! ای خیمه ها! چشم از سپاه دور بردارید

نمی آید پی اسبش، سوار ناپدیدِ او

 

بگو دیگر جوان ها اسب ها را پی کنند اکنون

که شاید بازگردد پیکر پاک شهید او...

 

ابد و یک روز

1. دیشب به لطف بازار سیاه فیلم فجر، به دیدن «ابد و یک روز» نشستیم. فوق العاده بود.

2. سال گذشته، در یکی از نشست های نقد فیلم جشنواره، گفتم که فیلم های درجه یک امروز ایران، تنها کاری که انجام می دهند روایت ساده و صادقانه زندگی روزمره ماست. ابد و یک روز هم از این قاعده مستثنا نیست. اید و یک روز نه سیاه است و نه سیاه نمایی می کند، طنز تلخ زندگی واقعی است.

3. پریروز، مصطفی علیپور، دبیر کارگاه جشنواره شعر انقلاب، بحث را به اینجا کشید که چرا شعر امروز و شاعر معاصر، آینه روز و روزگار جامعه خود نیست؟ دوستان نظریاتی ایراد کردند و من بچه شهرستانی هم نظرم را گفتم: به نظر من هر دوی این نظریات اشتباه است. هم شعر امروز و هم شاعر امروز، دقیقاً آینه روزگار خود است.

دقیق تر نگاه کنیم: شاعران بسیاری را می شناسم و می شناسید که اتفاقاً روح زمان خود هستند. مردمشان را می شناسند، درک می کنند و با آن ها نفس می کشند. این شاعران جوان البته می دانند چه می خواهند بگویند و چرا می خواهند بگویند اما... مساله چگونگی است!

برخی شاعران جوان امروز به چنان بلوغی رسیده اند (چه در غزل و چه در شعرهای نو) که می توانند هر آنچه می فهمند و می خواهند و احساس می کنند را در ادبیات خود جاری کنند اما...

مساله از همین «اما» آغاز می شود. گرهی در کار است. «اما» یا «اماها»یی، بین شاعر و شعرش فاصله انداخته است.

شعر شاعر امروز، به این روایت، دقیقاً شعر زمان خود است. بیایید اسمش را بگذاریم مکتب شعر «امّا»! جریان ادبی پوک، تکراری، کم محتوا، بی خاصیتو در یک کلمه واپس گرا. نوشته های پوک ما آینه پوک زیستن ماست.

4.  آیا شعر معاصر ما به یک «اصغر فرهادی» نیاز دارد تا با ادبیات خود ده ها سعید روستایی به جامعه هنری جهان معرفی کند؟

http://www.ana.ir/Media/Image/1394/11/26/635911430060452022.jpg
 

http://hhnews.ir/PooyaSoftNewsAgency/Storage/Images/20160215173316gb-IMG_2512.jpg

 

http://hhnews.ir/PooyaSoftNewsAgency/Storage/Images/20160215173315gb-IMG_2510.jpg

روزنامه فناوران: با حضور شهردار مشهد، آغاز به کار رسمی اولین کافه ایده ایران

خبرنگار فناوران اطلاعات- همزمان با جشن پیروزی انقلاب اسلامی، نخستین کافه ایران با حضور شهردار مشهد و هیئت همراه به صورت رسمی آغاز به کار کرد. پس از رونمایی شهردار مشهد از نشان کافه ایده و افتتاح رسمی این طرح، هادی قاسم پور، مشاور شهردار در امور جوانان با حضور در نخستین نشست رسمی کافه ایده، از یادمان و سایت این طرح فرهنگی اجتماعی نیز رونمایی کرد.

مشاور شهردار مشهد در امور جوانان، کافه ایده را ایده ای اجرایی و ماندگار در عرصه مدیریت شهری خواند و گفت: جهت کافه ایده باید به سمت خلق ایده های هدفمند در زمینه شهری باشد و با بارش فکری بتواند مشکلات شهری را برطرف نماید.

وی با بیان اینکه  گروه مشاوران جوان از این طرح، حمایت و پشتیبانی جدی خواهد کرد، ادامه داد: ما از همه ایده‌پردازان تقاضا داریم تا در بـُعد دانش‌افزایی به کافه ایده کمک کنند تا این طرح به سمت هر چه هدفمندتر شدن حرکت کند.

مشاور شهردار در امور جوانان افزود: ایده‌پردازان در کافه ایده در بخش‌های مختلف شهری به دنبال علاقمندی خود باشند و در آن زمینه مطالعات خود را افزایش دهند تا از این توان کافه ایده در آینده برای رفع مشکلات شهری استفاده بیشتری شود.

رییس گروه مشاوران جوان شهرداری مشهد ابراز کرد: ما تلاش می‌کنیم با حفظ مالکیت فکری ومعنوی ایده‌ها تا جایی که امکان دارد این ایده‌ها را به سمت اجرایی شدن پیش ببریم.

همچنین مصطفی توفیقی، طراح و مسئول طرح کافه ایده، این طرح را مولود تفکر و همکاری جمعی جوانان خلاق مشهدی دانست و گفت: کافه ایده، به عنوان مرکز اصلی جلب مشارکت های علمی و اجتماعی مردم در حوزه های مختلف شهری، تلاش خواهد کرد تک تک افراد را برای دقایقی اندیشه کردن، در محیطی دنج و مطمئن گرد هم بیاورد.

نخستین نشست رسمی کافه ایده، همزمان با سالروز پیروزی انقلاب اسلامی، با حضور چشمگیر فعالان حوزه ایده، نوآوری و کارآفرینی برگزار شد و قرار است از این پس، هر چند هفته یکبار، این نشست ها در محیط های گوناگون علمی، فرهنگی و اجتماعی، عموم علاقمندان حوزه ایده و خلاقیت را گرد هم آورد.

مرور جدیدترین اخبار و آثار محتوایی حوزه ایده و نوآوری، گپ زدن با کارآفرینان مطرح، معرفی طرح های نوین کارآفرینی و برگزاری برنامه های ایده باز با حضور ایده پردازان و مخترعان، از جمله فعالیت های این نشست های علمی است.

http://www.itmen.ir/Files/104/Image/NewsPaper_Image/1394/11/27/6442595f49b0417589417a8e99332f25.gif

دانلود نسخه روزنامه

 

وطنم، پاره ی تنم...

مثل تمام انتخابات های گذشته، با افتخار تمام در این انتخابات هم شرکت می کنم. این کمترین کاری است که می توانم برای کشوری که عاشقش هستم و حکومت آن انجام دهم. حکومتی که دست کم برای ما مرزها را امن می کند، فرصتی برای تحصیل در مدرسه و دانشگاه فراهم می آورد، آب لوله کشی به خانه هایمان می رساند و تنور نانوایی های بی شمار را روشن نگه می دارد. این ها به معنی آن نیست که اعتراض و انتقاد و مطالبه ای نداریم. آن ها جای خود، این هم جای خود.

انشای عقل، کتاب پنجمین جشنواره شعر انقلاب اسلامی

**دانلود فایل پی دی اف با غزل جنگ و صلح من در صفحه127

و خاصیت عشق این است...

صدا كن مرا
صداي تو خوب است
صداي تو سبزينه ي آن گياه عجيبي است
كه در انتهاي صميميت حزن مي رويد
در ابعاد اين عصر خاموش
من از طعم تصنيف در متن ادراك يك كوچه تنهاترم
بيا تا برايت بگويم چه اندازه تنهايي من بزرگ است
و تنهايي من شبيخون حجم تو را پيش بيني نمي كرد

1. شاید باورش برای خود او هم سخت باشد. کارت تبریکی که با گل های خشک برایم درست کرده بود - سال 1386 بود- با این شعر که روی آن نوشته بود، با خطی که زور می زد خوب باشد!!!- حتی بیشتر از کتاب هایی که برایم هدیه می خرید، بیشتر از لباس های سنتی که می پوشید، بیشتر از پارک چینی ها، (و البته نه به اندازه صداقت کامل و بی پایانش)، بیش از هر چیز دیگری من را به او می رساند. و این خاصیت شعر است. دیوانه می کند عاشقان را.

2. ده روز سخت گذشت. وقتی می نویسم سخت، خنده ام می گیرد. در مقابل سختی های پشت سر و پیش رو، مثل آب خوردن بود. فقط کمی خاکی شدیم.

3. اینجا ر اکلیک کنید، می رسید به گفتگوی صمیمی کافه ایده با صدا و سیما که چند روز پیش از شبکه استانی پخش شد. حال و هوای این روزهای من این طور بوده شاید.

4. پارسال همین روزها بود که یکی دو هفته ای برای شعرخوانی میهمان ده شهر مختلف بودم. جشنواره هایی که با بلندنظری، ادبیات پیش و پا افتاده من را به شهرهایشان دعوت کرده بودند. از آغاز امسال هم این لطف، دو چندان، شامل حال شعرهای عاشق من شده بود. از شما که گاه جز شرمساری، پاسخی درخورد دعوتتان ندارم سپاسگزارم.

برگزیدگان جشنواره شعر جوان آذربایجان

برگزیدگان کنگره شعر عاشورایی کردستان

 برگزیدگان جشنواره منطقه ای شعر انقلاب

 5. فردا، به عنوان کاندیدای نهایی جشنواره مهم شعر انقلاب، میهمان پایتخت نشینان مهربان هست. امید که تندیس زرین این جشنواره نیز به شهر امام هشتم بیاید و ماندگار شود.

 6. یک توصیه: اگر در آستانه سی سالگی هستید، دوستی بیست ساله در کنار خود داشته باشید. او چیزهای مهم را به شما یادآوری خواهد کرد.

 ***

 و خاصیت عشق این است

 کسی نیست

  بیا زندگی را بدزدیم آن وقت

 میان دو دیدار قسمت کنیم

 

آغاز به کار رسمی اولین کافه ایده ایران با حضور شهردار مشهد

آغاز به کار رسمی اولین کافه ایده ایران با حضور شهردار مشهد

مشاور شهردار در امور جوانان: کافه ایده باید به سمت حل مشکلات شهری برود

رونمایی از نشان، یادمان و سایت رسمی اولین کافه ایران

 همزمان با جشن پیروزی انقلاب اسلامی، نخستین کافه ایران با حضور شهردار مشهد و هیئت همراه به صورت رسمی آغاز به کار کرد. پس از رونمایی شهردار مشهد از نشان کافه ایده و افتتاح رسمی این طرح، هادی قاسم پور، مشاور شهردار در امور جوانان با حضور در نخستین نشست رسمی کافه ایده، از یادمان و سایت این طرح فرهنگی اجتماعی نیز رونمایی کرد.

مشاور شهردار مشهد در امور جوانان، کافه ایده را ایده ای اجرایی و ماندگار در عرصه مدیریت شهری خواند و گفت: جهت کافه ایده باید به سمت خلق ایده های هدفمند در زمینه شهری باشد و با بارش فکری بتواند مشکلات شهری را برطرف نماید.

وی با بیان اینکه  گروه مشاوران جوان از این طرح، حمایت و پشتیبانی جدی خواهد کرد، ادامه داد: ما از همه ایده‌پردازان تقاضا داریم تا در بـُعد دانش‌افزایی به کافه ایده کمک کنند تا این طرح به سمت هر چه هدفمندتر شدن حرکت کند.

مشاور شهردار در امور جوانان افزود: ایده‌پردازان در کافه ایده در بخش‌های مختلف شهری به دنبال علاقمندی خود باشند و در آن زمینه مطالعات خود را افزایش دهند تا از این توان کافه ایده در آینده برای رفع مشکلات شهری استفاده بیشتری شود.

رییس گروه مشاوران جوان شهرداری مشهد ابراز کرد: ما تلاش می‌کنیم با حفظ مالکیت فکری ومعنوی ایده‌ها تا جایی که امکان دارد این ایده‌ها را به سمت اجرایی شدن پیش ببریم.

همچنین مصطفی توفیقی، طراح و مسئول طرح کافه ایده، این طرح را مولود تفکر و همکاری جمعی جوانان خلاق مشهدی دانست و گفت: کافه ایده، به عنوان مرکز اصلی جلب مشارکت های علمی و اجتماعی مردم در حوزه های مختلف شهری، تلاش خواهد کرد تک تک افراد را برای دقایقی اندیشه کردن، در محیطی دنج و مطمئن گرد هم بیاورد.

نخستین نشست رسمی کافه ایده، همزمان با سالروز پیروزی انقلاب اسلامی، با حضور چشمگیر فعالان حوزه ایده، نوآوری و کارآفرینی برگزار شد و قرار است از این پس، هر چند هفته یکبار، این نشست ها در محیط های گوناگون علمی، فرهنگی و اجتماعی، عموم علاقمندان حوزه ایده و خلاقیت را گرد هم آورد.

مرور جدیدترین اخبار و آثار محتوایی حوزه ایده و نوآوری، گپ زدن با کارآفرینان مطرح، معرفی طرح های نوین کارآفرینی و برگزاری برنامه های ایده باز با حضور ایده پردازان و مخترعان، از جمله فعالیت های این نشست های علمی است.

رونمایی از نشان پروژه کافه ایده توسط شهردار محترم مشهد

ue3d_img_5947.jpg

 d3wr_img_5949.jpg

 

گزارش تصویری روزنامه خراسان از کافه ایده ای ها!

http://khorasanrazavi.khorasannews.com/content/newspaper/Version19190/0/Page4/Block6464/newspaperb_6464.jpg

دانلود نسخه روزنامه

شهردار منطقه 10 مشهد، میهمان کافه ایده امروز

شهردار منطقه 10 مشهد در غرفه کافه ایده گروه مشاوران جوان؛

خلاقیت در گردشگری از اهمیت والایی برخوردار است

شهردار منطقه 10 مشهد گفت: مدیریت گردشگری نیاز به یک ذهن خلاق دارد و می‌طلبد همواره با یک تیم ایده‌پرداز آگاه به حوزه گردشگری همکاری نماید.

https://javan.mashhad.ir//parameters/mashhad/modules/cdk/upload/content/news/90655/resized_IMG_20160207_184245jpg.jpg

به گزارش روابط عمومی گروه مشاوران جوان شهرداری مشهد، سعید قلی‌زاده در نشست کافه ایده که در نمایشگاه فجر مشهد فجر آفرین با موضوع «اگر من جای مدیریت امور فرهنگی و گردشگری معاونت فرهنگی و اجتماعی شهرداری مشهد بودم چکار می‌کردم» برگزار می‌شود؛ عنوان کرد: فعالیت‌های شهرداری مشهد در حوزه گردشگری جزو ماموریت‌های تعریف شده شهرداری نمی‌باشد.

وی با بیان اینکه شهرداری هزینه خدماتی که به مجاوران و مسافران ارایه می‌دهد را دریافت می‌کند؛ افزود: مشهد پتاسیل زیادی برای گردشگری دارد و ماموریت شهرداری در این زمینه ارایه خدماتی مانند ایجاد اسکان‌های موقت و ارزان قیمت، پاکیزه نگهداشتن شهر و .... است.

قلی‌زاده در ادامه بیان کرد: در تمام دنیا در حوزه گردشگری رونق اقتصادی مطرح است و بعد از صدور فرهنگ آن منطقه به مسافران در اولویت قرار دارد.

شهردار منطقه 10 مشهد تصریح کرد: روزمرگی مدیران باعث شده فرصت ایده‌پردازی پیدا نکنند و از ظرفیت‌های موجود در زمینه جذب توریست کمتر بهره برند که همکاری با ایده شهر گروه مشاوران جوان و استفاده از ایده‌های تازه و بکر جوانان مشهدی می‌تواند کمک شایانی به این امر کند.

 

قلی‌زاده با بیان اینکه منطقه 10 در غربی‌ترین نقطه مشهد و ورودی قوچان واقع شده است، گفت: این منطقه پتانسیل گردشگری ندارد و ما بیشتر محور عبور و میزبانان گردشگران و زائرانی هستیم که به مشهد می‌آیند.

وی منطقه 10 را کریدور ورودی مردم به شهر مشهد دانست و ابراز کرد: ما سعی کردیم مبادی ورودی شهر با نصب المان‌ها و ایجاد دید بصری خوب، ذهن مسافران و زائران را برای ورود به شهر مشهد آماده نماییم.

شهردار منطقه 10 مشهد با بیان اینکه در کشور دیگر از افسانه‌ها برای خودشان جاذبه توریستی ایجاد می‌کنند و از این طریق به اقتصادشان کمک می‌کنند، یادآور شد: 90 درصد جاذبه‌های توریستی دنیا بر اساس داستان، افسانه‌ها و یا چیزهای کوچک که به آن یک عظمت بزرگ داده‌اند هستند.

قلی‌زاده اضافه کرد: اگر قرار بود من مدیر گردشگری باشم تمام تلاش خود را جهت ورود پیدا کردن مدیران استانی، شهری و دستگاه‌های متولی در این زمینه می‌نمودم.

وی ادامه داد: شهر مشهد یک شهر مذهبی است و اکثر کسانی که به مشهد می آیند به قصد زیارت است اما باید در کنار این جاذبه معنوی یک جاذبه تفریحی و یک خاطره خوب از مشهد در ذهن زائران ایجاد کنیم.

نامزدهای نهایی جشنواره شعر انقلاب

به گزارش ایلنا؛ راه‌یافتگان به پنجمین جشنواره شعر انقلاب معرفی شدند. این جشنواره در دو بخش شعر (مجموعه شعر و تک‌اثر) و پژوهش (کتاب و مقاله) برگزار می‌شود و موضوعات آن را عدالت و انسانیت، وحدت امت اسلامی و رفعت ملی، معارف دین و گفتمان انقلاب اسلامی و بیداری اسلامی در بر می‌گیرد.

راه‌یافتگان بخش تک اثر در قالب شعر کهن و شعر نو بدین شرح است:

شعر کهن:

یاسین نجارزاده با اثر «غزل» از استان اصفهان، مجتبی احمدی با اثر «خیلی شبیه‌خوانی» از استان کرمان، حسین عبدی با اثر «غزل طلوع» از استان گلستان، پیمان طالبی با اثر «یوسف»، رضا نیکوکار با اثر «نابرده گنج...» از استان گیلان، سحر اسدی با اثر «غزل» از استان مازندران، محمد حسین ملکیان با اثر «صدای پای مرگ» از استان اصفهان، آرزو سبزوار قهفرخی با اثر «جهان سوم دلتنگی» از استان چهارمحال بختیاری، مصطفی توفیقی با اثر «جنگ وصلح» از استان خراسان رضوی، لیلا بنی‌تمیم با اثر «روی بوم خلیج» از استان خوزستان، سید محمدعلی رضایی با اثر «به امام موسی صدر» از استان کرمان، وحید طلعت با اثر «تا چند در محاقی‌ای غایب از نظر» از استان آذربایجان غربی، علی سلیمانی با اثر «فقط سجاده می‌ماند» از استان تهران، خدابخش صفادل با اثر «پناه آورد آهویی»، مریم عمارلو با اثر «اعجاز دوباره» از استان خراسان رضوی، لعیا محمدی با اثر «خداپرستی» از استان قزوین، علی‌اصغر شیری با اثر «خداحافظ» از استان قم، مجتبی احمدی با اثر «روشنا» از استان کرمان، مسعود طاهری عضد با اثر «ولایت» از استان همدان، میثم داوودی با اثر «باهم» از استان قم و رضا نیکوکار با اثر «وحدت» از استان گیلان.

شعر نو:

فرحناز حمزه هرزنجی با اثر «صلح روی جعبه سیاه ۱» و «اکسیر» از استان فارس، محمد صابر شریفی با اثر «نقشه»، میثم زردشتیان با آثار «سی در صد» و «آیلان» از استان کرمانشاه، مجتبی صفدری با اثر «تمرین دموکراسی» از استان البرز، حسین برکتی با اثر «می‌شمارند مرا»، علی سلیمانی با اثر «ده نظاره به تقویم»، فاطمه بیرانوند با اثر «صلح» از استان تهران، زهرا شرفی با اثر «سکته‌های ناقص» و ملیحه سادات قاضی با اثر «عطر چایی» از استان خراسان رضوی، فرانک گلدسته با اثر «نظربند»، محمد صابر شریفی با اثر «انگشت بریده» از استان کرمانشاه، آرش پورعلیزاده با اثر «در ستایش خلیج فارس» از استان گیلان، محمد صارمی شهاب با اثر «شعر سپید» از استان همدان، پیام جهانگیری با اثر «ماه کامل» از استان اردبیل، نیلوفر ناظری با اثر «قابِ عکس» از قزوین، محمد صابر شریفی با اثر «فرار از خاک» از استان کرمانشاه، امید خسروی با اثر «خون که هنوز جاری است» از استان مرکزی، سولماز صادق‌زاده نصر آبادی با اثر «خرقۀ تنهایی» از استان اردبیل، فلورا رحمانیان با اثر «نه گنجشک‌ها» از استان خراسان شمالی، امید خسروی با اثر «شعری برای تاریخ» و فاطمه ظهیری با اثر «من اینجام» از استان مرکزی.

لینک مستقیم

 

کافه ایده و 13 طرح جدید ما در نمایشگاه بین المللی مشهد

مشاور شهردار در امور جوانان از بر‌پایی غرفه کافه ایده گروه مشاوران جوان شهرداری مشهد در سالن اصلی فردوسی نمایشگاه "مشهد فجر آفرین" خبر داد.

به گزارش روابط عمومی گروه مشاوران جوان شهرداری مشهد، هادی قاسم‌پور با بیان مطلب فوق اظهار کرد: در غرفه کافه ایده نمایشگاه مشهد فجر آفرین 13 طرح جدید مدیریت ایده‌پردازی و نوآوری در حال معرفی است.

برپایی غرفه کافه ایده در نمایشگاه مشهد فجر آفرین

وی به رونمایی نشان رسمی و سایت رسمی کافه ایده اشاره کرد و گفت: این رونمایی در نخستین نشست هفتگی پروژه فرهنگی کافه ایده مورخ 21 بهمن ماه سال جاری صورت می‌گیرد.

قاسم‌پور تصریح کرد: همچنین نمایشگاه تاریخ مشهد و انقلاب با عنوان «بچه محله امام رضا» در کنار این محل، به ابعاد 700 متر مربع با همکاری اعضای کافه ایده و مدیریت گردشگری برگزار می‌گردد .

رییس گروه مشاوران جوان شهرداری مشهد ادامه داد: ایده شهر، پک مجازی کافه ایده، نوآوری‌ها و اختراعات، برنامه اصلی (هفتگی) کافه ایده، مسابقات ایده شامل: استقبال از بهار، محله‌آرایی و...+ مسابقات خلاقانه، بورس سرمایه (طرح قلک‌ها)، سفیران ایده، فیروزه‌ای‌ها، ایده‌های دخترونه + میز خاطرات، تریبون ایده، ایدتو بفروش، کتابیده، ایده سرآشپز! (طرح مشترک کافه ایده و جشنواره آشپزی) 13طرح متنوع و جذاب مدیریت ایده‌پردازی و نوآوری گروه مشاوران جوان است.

قاسم‌پور هدف اصلی اجرای این برنامه‌ها را ارتقای رشد علمی و ایجاد فضایی امن جهت مشارکت ایده‌های بکر عنوان کرد و افزود: همه ایده‌ها در هر سطح و کیفیت از همه اقشار جامعه از هر سن و قشر با هدف بررسی، غربال، پیگیری و اجرایی کردن آنها جذب می‌شود.

وی درپایان خاطرنشان کرد: همچنین در این غرفه نیز به فعالیت سایر بخش‌های گروه مانند شبکه جوانان محلات اختصاص داده شده است.

لینک مستقیم

شهردار منطقه 12 مشهد، میهمان امروز کافه ایده

شهردار منطقه ۱۲ مشهد از بهره‌گیری ایده‌های خوب و خلاقانه ایده‌پردازان گروه مشاوران جوان در این منطقه خبر داد.

به گزارش روابط عمومی گروه مشاوران جوان شهرداری مشهد، حسنعلی رجب‌زاده خیبری در نشست کافه ایده که در نمایشگاه فجر مشهد فجر آفرین با موضوع «اگر من جای مدیریت امور فرهنگی و گردشگری معاونت فرهنگی و اجتماعی شهرداری مشهد بودم چکار می‌کردم» برگزار می‌شود؛ عنوان کرد: دو پتاسیل مهم گردشگری مشهد در منطقه 12 قرار دارد که جهت افزایش بهره‌وری از این ظرفیت‌ها نیازمند ایده‎‌پردازی ایده‌پردازان گروه مشاوران جوان هستیم.

وی گردشگری مذهبی را اولویت نخست منطقه دانست و گفت: پس از گردشگری مذهبی که حرم امام رضا(ع) نگین آن است گردشگری تاریخی و طبیعی در اولویت‌های بعدی قرار می‌گیرد.

رجب‌زاده ادامه داد: قرار گرفتن آرامگاه فردوسی شاعر و ادیب خراسانی و مجاورت با مناطق گردشگری طبیعی طرقبه و شاندیز و بوستان جنگلی وکیل آباد، منطقه 12 را به یک منطقه توریستی مبدل کرده است .

شهردار منطقه 12مشهد با بیان اینکه منطقه 12 به عنوان ورودی شهر و مثلث گردشگری حرم امام رضا(ع)، آرمگاه فردوسی و طرقبه شاندیز است، افزود: به غیر از حرم مطهر امام رضا(ع) دو ورودی دیگر شهر در منطقه 12 قرار دارد.

رجب‌زاده با اشاره به اینکه منطقه 12 در کنار استانداری و میراث فرهنگی بتواند قدمی در راستای احیا آرمگاه فردوسی بردارد؛ اظهار کرد: با توجه به اینکه رهبر معظم انقلاب در سال 75 به احیا آرامگاه فرودسی تاکید کردند پیگیر امور مربوط به سرمایه‌گذاری‌ها و ایجاد زیرساخت‌ها در این منطقه هستیم.

وی تصریح کرد: هدف اصلی از احیا آرامگاه فردوسی کمک به ایجاد هویت مذهبی و تاریخی مشهد در جهت جلب توریست و ارتقای این منطقه هستیم.

شهردار منطقه 12مشهد با بیان اینکه سیمای شهر مشهد مناسب یک شهر توریستی نیست، گفت: اکثر مراکزی که به عنوان میزبان زائران و مسافران خدمت می‌کنند به زبان‌های عربی و انگلیسی جهت برقراری ارتباط با گردشگران مسلط نیستند.

رجب زاده ابراز کرد: راننده تاکسی‌ها، اتوبوس‌های درون شهری، مترو، اقامتگاه‌ها، کسبه باید به زبان‌های مورد نیاز گردشگران مسلط باشند تا علاوه بر برقراری ارتباط خوب با گردشگر بتوانیم فرهنگ، آداب و رسوم خود را به سایر کشورها صادر کنیم.

وی وسایل نقلیه را در مشهد مناسب شأن مسافر و زائر ندانست و یاد آور شد: باید حداقل ناگاون تاکسی‌رانی که مسوول جابجایی مسافران و زائران است باسازی و بهسازی شود.

شهردار منطقه 12مشهد خاطرنشان کرد: مسوولین مشهد در تلاشند خدمات بیشتری به گردشگران ارایه دهند اما بستر این  خدمت‌رسانی هنوز فراهم نگردیده و در همین راستا باید ایده‌پردازان با ایده‌های نو و خلاقانه خود مدیران شهر بهشت را یاری نمایند.

گنجشک ها و برف

1. هشت سال پیش، روزهایی که دعوتنامه مدارس عالیه بلاد فرانس به دستم رسیده بود، تنها یک چیز آن دعوتنامه را به زباله دانی انداخت که در ابتدای خیابانی طولانی قرار گرفته بود. همان دلیلی که دو سال پس از آن متقاعدم کرد دعوتنامه های چهار سفارتخانه اروپایی برای سفر بی بازگشت فرنگ را به هیچ بگیرم. زمان گذشت، عزیزترین دوستانم رفتند، و من، تنها، تنها و غمگین به نظاره ایستاده بودم. و ایستادن تنها یک دلیل داشت...

2. آن چه فراموش می شود، معمولاً مهم ترین است. من آن سال ها، و اکنون، از فراموش کردن می ترسیدم. فرنگ نرفتم چون دوست داشتم هر روز او را ببینم، دوست داشتم گاهی خیابان بابک را تا پارک چینی ها قدم بزنم(این اسم را ما برایش گذاشته بودیم. چرا؟)، دوست داشتم بروم حرم یک دل سیر گریه کنم، دوست داشتم هر روز هر روز هر روز آدم های قدیمی محله های پایین را ببینم(من به شدت دلبسته محله قدیمی مان هستم). ماندم به خاطر گنجشک های مشهد، آدم های ساده دل، خیابان های پر خاطره(روزگاری که عشق جوانتر بود، محض هضم دلتنگی، چقدر تنهایی بالا و پایین می رفتم این خیابان ها را). ماندم به خاطر لبخندهای مردمی که دوستشان داشتم...

3. مانده بودم به خاطر عطر گیسوی مادرم و دست های بابا که نجیب ترین است و این روزهای زمستان که من را به یاد ژیان قراضه سربزیری می اندازد که بابا داشت، ژیانی که در روزهای برفی، پیش پای هر عابر در راه مانده ای ترمز می زد، سلام می داد، مقصد بعدی اش مقصد عابران بود.

حالا من لامصّب، وسط این شلوغی های مزخرف دنیا، دو هفته است نیامده ام دیدن تو مامان جان(امروز می آیم)، چقدر دوست دارم بابایی را که بلد نیست بچه هایش را بغل کند، محکم توی بغلم فشار دهم، ببوسم، نوکریش را بکنم. حیف اما... من لامصّب فرنگ نرفته، حسابی فرنگی شده ام برای خودم. خودم را خر می کنم به قول مامان. یادم می رود چقدر کوچکم و دلتنگ...

4. در شلوغی های مزخرف دنیا، آن چه فراموش می شود، فوق العاده ترین آن هاست. بسیار تلاش کرده ام فراموشکار نباشم. تا فوق العاده ها را از دست ندهم.  از این فوق العاده ها، دوستانم هستند. این سطرها را به خاطر تو می نویسم تکتم قیمی، می نویسم که به قول آزیتا قهرمان «فراموشی آیین ساده ای دارد»، می نویسم که فراموش نکنم، چشم ها اگر به شاخه های دور خیره می شوند، شاخه های نزدیک اما لطف بیشتری دارند.

ببین! تلفنی هم به تو گفتم، دوستی، رفاقت، همکاری، هر چیزی اسمش را بگذاریم، این روزها کمیاب شده و حسدبرانگیز. لعنت به حسادت. چه کار که نمی کند با آدم ها! حالا ما یک گروه «حسد برانگیز» شده ایم. من، تو، تک تک بچه های کافه ایده حسد برانگیز شده اند. کار ما سخت تر شده چون از این به بعد از آدم هایی ضربه خواهیم خورد که لباس دشمن به تن ندارند، اتفاقا خودشان را دوست جا می زنند. تکلیف ما با دشمن هایمان که روشن است، آن قدر به آن ها محبت می کنیم که کم بیاورند! با دشمنان دوست نما چه کنیم؟

ببینید بچه ها! زمین این مملکت باران نخورده است، سخت است، آدم ها را به هم حسود می کند، تخم کینه می کارد اصلاً هوای این شهر، حالا ما می خواهیم کمی حال و هوای اینجا را عوض کنیم. کمی به آدم ها لبخند بدهیم. کمی حرف دلشان را گوش کنیم. شنیدن حرف دل مردم خیلی سخت است. این مردمی که با ما حرف می زنند، بخدا گاهی حرفهایشان را همچین می خورند که زن و بچه شان هم متوجه نمی شوند دردشان چیست.

اصلاً راستش را بگویم بانو؟ من اینجا مانده ام که «خر حمالی» کنم. گور بابای آن هایی که بیشتر از نوک دماغشان را نمی بینند. من اینجا ماندم برای این مردم خر حمالی کنم. همه رزومه و زندگی ام را دستم بگیرم، بیایم عصر به عصر زیر پای این ها را جارو بزنم، میزشان را تمیز کنم، دبه آب را پر کنم بیاورم، گاهی بخندم، گاهی بد اخلاقی کنم، چای بگذارم جلویشان، بنشینم درد دلشان را بشنوم. گوش شنوا بشوم برایشان. برای یک نفر، دو نفر، ده هزار نفر... این چیز کمی است؟ این که ما نشسته ایم و حرف های این همه آدم در راه مانده را شنیده ایم. من به این «خر حمالی» مفتخرم. اصلاً از امروز بچه های کافه ایده دست به سیاه و سفید نزنند، اصلاً مگر من مرده ام که یک عده بی دست و پای بی شخصیت یک لاقبا، هر چه لایق وجود نالایقشان است به بهترین جوان های این شهر، که شما باشید، بگویند. من «خر حمال»، به چای گذاشتن جلوی این آدم ها(کارگر باشد یا استاد دانشگاه، برایم فرقی نمی کند) اگر شرطش این باشد که دقیقه ای «فکر کنند» افتخار می کنم. و به دوستی و همکاری با شما.

5. این برف ریزی که دارد می بارد، من را به یاد هشت سال پیش می اندازد. به تنها قدم زدن در برف های سال های اول دانشگاه. و من چقدر شما را دوست دارم.

http://m.ocdn.eu/_m/575b2ae8ede237f359e0bf1f6e4c426f,10,19,0.jpg

 

بهتر از برگ درخت

برایم مهم است از کسانی که دشواری بودن و همراهی با من را به جان می خرند تشکر کنم. پس آقای محمد طارقی عزیز برای این که امروز و خیلی روزهای دیگر به پای کارهای گاه رنج آور ما صبر می کنید متشکرم. مدیر بودن مساله بیخودی است، انسان بودن مهم است و من به خاطر انسانیت به شما تعظیم می کنم.

خانم زهره اسماعیلزاده که 72 ساعت تمام است با حیای ذاتیت، به اندازه یک سال خیلی از کارمندان این مملکت، کار کرده ای برای چیزهایی که حتماً باورشان داری، به خاطر هنرت، متشکرم.

جواد ریگی، بچه محل با معرفت(این دیالوگ را از فیلم درخت گلابی یاد گرفته ام) به خاطر هوای سردی که به گوش هایت خورد پشت وانت چون نیروهای خدماتی اداره، صندلی جلوی کنار بخاری را ارث پدرشان می دانند، از تو متشکرم.

محمد حسین اکبرپور، سید جواد موسوی، عاطفه سادات حسنی، اسما زارعی، سیده زهرا عنبران، ادریس محمدزاده، حمیدرضا محب، هانیه پرویز، سیده عطیه حسینی،  مریم شرافتی، فاطمه صالحی نژاد، آتوسا شیرازی؛ این ساعت شب را در اداره مانده ام تا آخرین  انرژی ام را برای تشکر از شمایی بگذارم که ممکن است نسل بشر متعهد و با معرفت را از انقراض حتمی نجات دهید.

و آخرین تشکر برای تو که می گویند نباید هر جایی-مخصوصاً در محیط اداری!- تو را به نام کوچکت بخوانم، می گویند بد است، و به نظر من بد این است که تو هفته ای چند شبانه روز، تک و تنها، مادر بیمارت را تر و خشک کنی و همسر کاملاً ابلهت آنقدر سرش توی کارهای بیهوده اش است که نمی تواند بیشتر از چند دقیقه جویای احوالت شود. خوشا شرف تو و بدا به حال من.

 

این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی...

انجمن قلم که بار سنگین مسئولیت آن بر دوش قصه گوی شب های کودکیمان رضا رهگذر بزرگوار است، به تازگی کتابی منتشر کرده است به نام زخم و زیتون که چهار صفحه از آن به شعرهای من آلوده شده.

خبرگزاری مهر، کتاب را این طور معرفی کرده است:

کتاب زیتون و زخم مجموعه داستان‌ها و شعرهای برگزیدۀ جشنواره‌های «بیعت با بیداری» و «کودکان غزه» از سوی انتشارات «انجمن قلم ایرانیان امروز» به چاپ رسید.

این داستان‌ها و اشعار که ویژه مخاطب بزرگسال است بازتاب تلألوء بیداری در کشورهای عربی است و حکایت ظلمی که بر مردم غزه می‌رود و خیز بلند مقاومت در برابر موج بیدادها.

کتاب زیتون و زخم در 154 صفحه در قطع رقعی و قیمت 14000 تومان منتشر شده است.

علاقه‌مندان می‌توانند این کتاب را از طریق فروشگاه کتاب انجمن قلم ایران به نشانی تهران - خ. سیدجمال‌الدین اسدآبادی - بالاتر از میدان سیدجمال‌الدین اسدآبادی- بین کوچه‌های 44 و 46 - شماره 358 تهیه کنند.

لینک مستقیم

زخم زیتون

ز پوچ جهان هیچ اگر دوست دارم...

خوب است یا بد؟ سلامت است یا بیماری؟ نمی دانم. نمی دانم این که روزها می گذرد، بدون خواب و خوراک منظم(مثلاً الآن سه شب است نخوابیده ام. شانه ها و گردنم کاملاً بی حس شده اند) شعور است یا دیوانگی یا فقط نوعی عادت؟ اصلاً برای چه؟

امیدوارم سرابی دوباره و چشمه ای رویایی نباشد. دلم همیشه هوای صلح و با هم بودنی طولانی داشته است. بگذار بگویند رویا است، توهم است، سراب است.

 من به خاطر کافه ایده، به خاطر گالری دکمه، به خاطر آرتمیس، به خاطر بنیاد امید عدالت، به خاطر بنیاد کودک، به خاطر پویش امید، به خاطر خانه شاعران جوان و به خاطر ده ها گروه و پروژه دیگری که دیر یا زود به فتح قلّه ای- بزرگ یا کوچک- رسیده اند، جانم را در دستم می گیرم.

شاید بیمار باشم، نمی دانم، امّا قطعاً عاشقم. عاشق این سرزمین گاه مهربان و گاه قهرآلود. عاشق جوان هایی که دیروز من اند و کهن سال هایی که فردای من اند. عاشق این کوچه ها، خیابان ها، شهرها، روستاها.

بگذار بگویند فلانی دیوانه است. من این ویرانه را آباد می خواهم.

رفقای پاکباخته من در کافه ایده، دمتان گرم. لطفاً نایستید و خسته نشوید. تازه اوّل راه است.

فراخوان مشارکت در تیم مرکزی اولین کافه ایده ایران

برای عضویت در تیم مرکزی اولین کافه ایده ایران همین امروز ثبت نام کنید

بفرمایید کافه ایده!

 

اولین روزی که ما، کافه ایده ای ها، برای آفرینش یک فرصت نو در زمینه ایده و نوآوری دور هم جمع شدیم، شاید فکرش را هم نمی کردیم که اولین طرح مشترک ما با چنین استقبالی رو به رو شود. اما این اتفاق افتاد. لطف شما و دلگرمی های بچه های گروه مشاوران جوان شهرداری مشهد یک طرف، حمایت بی دریغ مدیران برنامه ریز به ویژه ریاست محترم گروه مشاوران جوان از طرف دیگر، ما را مصمم کرد تا روزها و ساعت ها روی این طرح وقت بگذاریم و حالا...

قرار است ما و شما، در کنار هم، کاری بکنیم کارستان. کافه ایده از این به بعد، هر چند روز یک بار گوشه دنجی پیدا خواهد کرد برای گپ زدن در مورد ایده، نوآوری، تفکر و کارآفرینی. هر بار به جایی خواهیم رفت: دانشکده ، مسجد، کارگاه، کارخانه، مجموعه ای هنری، مکانی تاریخی و... و در آن جا با هم چای می خوریم و ایده سازی می کنیم.

مطمئن باشید قرار است اتفاق های تازه ای بیفتد، حرف های نویی بشنوید و از همه مهم تر، با فرصت های جدید فکر و کار و سرمایه آشنا شوید. در این نشست ها، کارآفرین های نمونه، مخترعین، صاحبان سرمایه و البته مهمان های ویژه ما در کنار شما خواهند بود تا با ناب ترین تجربه ها در حوزه ایده، نوآوری و کارآفرینی برخورد نزدیک داشته باشید و... 

اگر تمایل دارید یکی از معدود کسانی باشید که در بنیان گذاشتن و پیشبرد کافه ایده های ایران پیشقدم می شوند، امروز به جمع کافه ایده ای ها بپیوندید. با توجه به زمان کم پیش رو تا برگزاری جلسات دائمی کافه ایده، تنها تا پایان وقت ادارای 14 بهمن برای پیوستن به تیم مرکزی کافه ایده فرصت دارید، پس... همین الآن ثبت نام کنید!!!

 www.ideshahr.ir

 http://icoff.ee/cafe/wp-content/uploads/2013/06/1.-Cafe-Radio-%DA%A9%D8%A7%D9%81%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%88.jpg

درختان(2)

... شبی مثل شب های دیگر

تمام درختان آن باغ را سر بریدند

بریدند و رفتند امّا

ته باغ، روییدن شاخه های جوان از دل ریشه ها را

ندیدند

درختان(1)

تو از کدام درختان باغ خاطره داری؟

- پرنده ای به مترسک گفت -

مترسک آه ولی

فقط به نقطه مجهول خیره بود و حرف نمی زد

چقدر قلب فلزّیش -قوطی کنسرو-

از انعکاس تابش خورشید

خسته بود

 

شعر من برای آرمیتا رضایی نژاد عزیز...

وقتی که بزرگ می شوی شاید دید تو به زندگی چنین باشد:

یک جنگل؛ پشت هر درخت آن، شاید یک گرگ در کمین باشد

هر بار که می روی خیابان تا راهی بروی، کمی نفس بکشی

از هر موتوری که هست می ترسی؛ می ترسی از این که «شاید این باشد»

 

از خواب هنوز می پری هر شب، هر روز هنوز گریه خواهی کرد

از این که سبب شدند بابایت، پیش تو... نه، در دل زمین باشد

 

حتماً که هنوز استرس داری، حتماً که هنوز عاشقش هستی

من مطمئنم که در جوانی هم، احساس تو با پدر عجین باشد

 

هر جمعه که می روی به دیدارش، گل می بری و به خنده خواهی گفت:

«تا دست مرا نگیری و نبری، اوضاع من و شما همین باشد»

 

تو با او از «اقتدار» خواهی گفت، از این که پس از پدر چه‌ها کردند

یاران پدر که هم قسم بودند سرباز امیر مومنین باشند

خواهد خندید و با تو خواهد گفت: «این دانش هسته ای که حقّ ماست

باید که به شیوه های صلح آمیز در خدمت حفظ سرزمین باشد»

 

آری، پدرت همیشه اینجا هست تا که من و تو به یادمان باشد

با مرگ نمی رسد به پایان او  که با خود عشق همنشین باشد

 

وقتی که بزرگ می شوی حتماً از یاد نمی بری تو، آرمیتا

روزی که پدر شهید شد تا که «UCF»، «فردو»، «پارچین» باشد...