نذر حضرت علی اکبر(ع)

پریشاموی

      سمت خیمه ها

                  اسبِ سپیدِ او

به خاک افتاده با یکّه سوارِ او، امیدِ او

 

به روی شانه ها، شولایی از آتش رها دارد

هزاران گل چکیده از تنِ سروِ رشیدِ او

 

تو گویی از گلستان خلیل این اسب می آید

تو گویی می رود قربانی عیدِ سعیدِ او

 

هلا! ای خیمه ها! چشم از سپاه دور بردارید

نمی آید پی اسبش، سوار ناپدیدِ او

 

بگو دیگر جوان ها اسب ها را پی کنند اکنون

که شاید بازگردد پیکر پاک شهید او...